تا حالا به معنی " کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا " فکر کردی؟
ترجمه اش رو همه می دونن یعنی همه سرزمین ها کربلاست و همه روزها عاشوراست.
خیلی ها فکر میکنن یعنی اینکه هر جا و هر زمان وقت مناسبی است که بشینی برای امام حسین گریه و عزاداری کنی.
مشکل بزرگ ما شیعیان اینه که هرسال روز عاشورا میاد و میره ولی ازش درس نمیگیریم اصلا متوجه نیستیم معنی اش چیه.
می خوای معنی اش رو بدونی :
یعنی تو که هر سال برای امام حسین عزاداری میکنی.
یعنی هر روز ممکنه یه عاشورا تو یه سرزمین اتفاق بیفته.
و هر کسی ممکنه فریاد بزنه "هل من ناصر ینصرنی" آیا کسی هست مرا یاری کند ؟
در روزعاشورا یاران امام حسین دو قسمت شدند یک گروه که ندا رو لبیک گفتند جنگیدند و شهید شدند وسرافرازشدند و گروه بعدی که شبانه فرار کردند و چون در خواست کمک رو شنیدند و از دور نظاره گر شهادت " یک گروه مظلوم "بودند و بی اعتنایی کردند پس گناهی مرتکب شدند نابخشودنی که دست کمی هم نداشت از گناه دشمنان [بنی امیه].
گروه دیگر به نام بنی اسد از دور شاهدبودند و گریستند و دعا کردند ولی وقت گریه و دعا نبود پس آنان نیز گناهی کمتر از دشمنان و یاران بی وفا نداشتند.
در روز عاشورا فقط از دو گروه یاد شده یاران"خوب" و دشمنان"بد" هیچ گروه میانه ای در کار نیست.
پس ای گریه کن امام حسین اگر این حدیث روقبول داری "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" پس خوب گوشهاتو باز کن ببین امروز صدای هل من ناصر ینصرنی از کجا به گوش می رسه.
بله امروز عاشورایی دیگر به پا شده با شخصیتهایی بسیار شبیه واقعه کربلا.
در آن زمان یزید، امام حسین ویارانش را به اتهام درغین کفر متهم کردو امروزامریکا فرزند امام حسین "سید حسن نصر الله "ویارانش را به اتهام تروریسم، روز عاشورا خیمه های اهل بیت سوزانده می شد امروز خانه های شیعیان بمباران میشود.
در آن زمان منبرهای مساجد در اختیار بنی امیه بود و امروز شبکه های خبری در اختیار امریکا و انگلیس.
روز عاشورا به یاران امام حسین گفتند هر که امام حسین را تنها بگذارد آزاد است و با او کاری نداریم و امروز به مردم و دولت خود گردان می گویند شما از حزب الله حمایت نکنید ما هم به شما کاری نداریم.
روز عاشورا حضرت علی اصغر در دست پدرش آن گونه شهید شد و امروز هزار علی اصغر و رقیه و سکینه در دست پدرانشان پر پر می شوند.
آن روز گروهی به نام بنی اسد کمی آن طرف تر ناله کردند و دعا و هیچ نکردند و امروز بعضی از مردم راهپیمایی می کنند و شعار می دهند و محکوم می کنند و در مساجد که باید سنگر محکم علیه کافران باشد به دعا بسنده می کنند.
به خود امام حسین قسم درس مهم عاشورا همین بود که اگه روزی مظلومی در سرزمینی مورد ظلم واقع شد آن روز عاشورا است و آن سرزمین همان کربلا است و سکوت در برابر آن نیز سکوت در برابر کربلاست.
پس ای دوستدار حسین مگه نمی گفتی " یا لیتنی کنت معکم " اگه الان عاشوراست تا عصر نشده یه کاری کن و اگر عصر شد و کاری نکردی دیگه من رو سیاهم.
پس خوب گوش کن ببین چی میگم:
برای فلسطینی ها دعا نکن چون پذیرفته نیست چون الان وقت دعا نیست و وقت عمله.
گریه هم نکن چون داری خودت رو گول می زنی.
محرم سال بعد هم اگه زنده بودی اصلا سراغ مراسم عزاداری نرو و حق نداری برای امام حسین گریه کنی لباس سیاه هم نپوش چون خودت در برابر عاشورا سکوت کردی.
چه کسى باور مى کرد دکتر عصام العماد که روزگاری بدنبال علی (ع) بوده تا او را به نقد بکشد، ناگهان مدهوش عطر عالم گیر اهل بیت گردد و به او دل ببازد و....
دکتر عصام العماد که یمنیالاصل و 39 ساله است و نزد علماى بزرگ وهابى یمن مثل قاضى احمد سلامه و محمد بن اسماعیل عمرانى و دکترعبدالوهاب دیلمى زانو زده و سپس در رشته حدیث دانشگاه ابن سعود ریاض حضور یافته و اندک اندک اجازه حضور نزد مفتى بزرگ عربستان بن باز را یافت. او مانند همه وهابیون، موضعى افراطى و تند و تیز نسبت به شیعه داشت...
بخشی از مصاحبه خبرگزاری ایسنا با دکتر عصام العماد:
دکتر عصام العماد، فتوای تکفیری 38 تن از علمای وهابی را متأثر از فتاوای شیخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه کرد: تا زمانی که راه حلی برای این معضل نیابیم، مشکل جهان اسلام حل نخواهد شد. بزرگترین مشکل دنیای اسلام حرکت وهابیت است . وی میگوید: شیخ محمدسعید رمضان لوطی که از فقهای بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفکر اسلامی از سراسر جهان اجتماعی تشکیل دادیم تا مشکلات جهان اسلام را بیابیم و حل کنیم. پس از بحث به این نتیجه رسیدیم که بزرگترین مشکل که دنیای اسلام با آن دست و پنجه نرم میکند حرکت وهابیت است.» اینان مشکلاتی در تمام دنیا اعم از آمریکا و فرانسه، آلمان و چین و تمام جاهایی که در آن نفوذ کردهاند، ایجاد نمودهاند. دکتر العماد از قول دکتر علامه یوسف قرضاوی نقل کرد: در دنیای اسلام کسی اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اینکه وهابیت کتابی در لعن آن نوشته است چه شیعه باشد چه سنی، چه زیدی و چه... وی خاطر نشان میکند: به عنوان مثال یک وهابی کتابی در رد سید جمالالدین اسدآبادی به نام «تحذیر الامم من کلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسی» نوشته است. یک وهابی دیگر کتابی در رد صاحب «تفسیر المنار» به نام «صواعق من النار علی صاحب المنار: هجوم شعلههای آتش بر سر صاحب کتاب المنار» نوشته است. دیگری کتابی به نام «الکلب العالی یوسف القرضاوی: ... بزرگ یوسف قرضاوی» نوشته است. تمام نوشتههای آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است . عصام میگوید: بنده قبل از شیعه شدنم نزد فردی به نام «المدخلی» درس میخواندم که نزد این شیخ قریب 100 کتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سید محمد قطب»، «شیخ محمد غزالی»، «آیتالله خویی»، «شیخ محمد عبده» و ... وجود داشت. این در حالی است که ما در میان کتب وهابیون کتابی در رد مارکسیست، بودائیسم، بهائیت و تفکرات اسراییلی و آمریکایی نمیبینیم. تمام نوشتههای آنان فقط و فقط علیه مسلمانان است. وی تاکید میکند: فتوای وهابیون ناشی از تاثیرات عناصر اسراییلی در میان آنان است و باید توجه داشت که این فتوایی است که از قصر سعودی صادر شده است زیرا تمام علماء و مفتیهای عربستان کارگزار حکومت هستند. این فتوا در جهت منافع اسراییل و برای متوقف کردن حرکت حزبالله لبنان و حماس و اخوان المسلمین و... صادر شده است. عصام العماد میگوید: من به یاد دارم زمانی در دانشگاههای عربستان نقد امام علی علیهالسلام و حتی عمر بن خطاب به راحتی صورت میگرفت ولی هیچکس حق نقد شیخ محمد عبدالوهاب را نداشت. در این ایام با ظهور بزرگانی شجاع چون «سید محمد قطب» و «شیخ محمد غزالی» این وضعیت افول یافت. وی ادامه میدهد: وقتی بزرگان وهابی نتوانستند با قدرت علمی «سید محمد قطب» مقابله کنند، او را متهم کردند به اینکه علیه ولی امر خود شورش کرده است که او نیز در جواب گفته بود اگر ولی امری برای من باشد، او «جمال عبدالناصر» است. وی در عین حال خاطر نشان میکند: متاسفانه مبنای فقهی وهابیون بسیار مصلحتی است به گونهای که اگر مصلحت خود را در ارتباط با شیعه ببینند صدها کتاب در اسلامیت شیعه مینویسند.
دکتر عصام العماد، شیعه شدنش را هدیهی آسمانی برمیشمرد و میگوید: من در نزد «بنباز» در عربستان مشغول تحصیل بودم و با خود در این اندیشه بودم که پس از قرنها، همچنان ارادات خالصانه نسبت به امام علی و امام حسین (ع) و دیگر امامان بزرگوار، در قلوب عدهای موج میزند و کهنه نشده است و از طرف دیگر نقدهای شدید نسبت به امام علی (ع) و امام حسین(ع) را در مجالس علمی عربستان مشاهده میکردم و میدیدم ظلمهای یزد و معاویه توجیه میشود ولی به راحتی امامان شیعه نقد میشوند. مشاهده میکردم در عربستان کتابهایی در دفاع از یزید و... نوشته شده و هیچگونه انتقادی بر آنان وارد نکردهاند. وی ادامه داد: بنده مجالسی را مشاهده میکردم که به راحتی امام علی (ع) را نقد میکنند ولی وقتی فضایل امام -که حتی در خود کتابهایشان نیز هست- میشنوند، قدرت تحمل آنرا ندارند. مشاهده میکردم کتابهای متنوعی در دفاع از یزید و عمروعاص و... نوشته شده است و هیچگونه انتقادی بر آنان وارد نکردهاند. وی ادامه داد: اینگونه جریانات باعث شد بر نفسم عتاب کنم و خود را به مطالعه در سیرهی اهل بیت (ع) وادار کردم. مدرس مجمع جهانی اهل بیت(ع) گفت: در شبی از شبهای ماه رمضان پس از نماز تراویح در مجلسی حاضر شدم که امام علی (ع) را در قفس اتهام گذاشته بودند و به تمام عملکرد او بدون دلیل اعتراض میکردند و او را خلیفهای عنوان میکردند که اگر زودتر کشته میشد، آمریکای امروز مسلمان میگشت. دیدم آنان امام حسین (ع) را سببساز فتنه بزرگ اجتماعی مینامیدند که پس از این جلسه به شدت به مطالعه و تحقیق در زندگی اهل بیت (ع) روی آوردم. پس از مطالعات تخصصی، دریافتم که تمام کارهای امام علی (ع) بر طبق عقل و منطق بود و به این نتیجه رسیدم که سخنان وهابیون تماما توجیهات رکیکه و فاقد منطق است. مثلا آنان احادیث فضایل امام علی علیهالسلام را بیاهمیت میخواندند ولی نفرین پیامبر(ص) در مورد معاویه (خداوند هیچ وقت شکمت را سیر نکند) را از جمله فضایل معاویه میدانستند و توجیه میکردند مقصود از این حدیث این است که معاویه هیچگاه سیر نشود و بخورد و سلامت پیدا کند. عصام العماد افزود: شیعه شدن من نه فقط به اراده خودم بلکه با کرامت الهی و عنایت آسمانی تحقق پذیرفت و خداوند را با تمام وجود بر این نعمت عظمی شاکرم و از او میخواهم مرا به معارف بیشتری هدایت کند.

بسم الله
سر آغازی دوباره برای کارم امید وارم بتونم دوباره تو وب بنویسم
روزی یکی از پریان خدمت اقا رسول الله بود که امیر المومنین علی(ع) وارد سدند . آن پی حراسان به پشت پیامبر رفت و پنهان شد آقا رسول الله علت را جویا شد
آن پری گفت : زمان سلیمان نبی عصیان ورزیدم او دسته ای از جنیان را به سراق من فرستاد بر آنها پیروزی جستم تا اینکه این جوان (امیر المومنین) که سوار بر اسبی بود به سراغ من آمد مرا مجروح کرد و به خدمت سلیمان نبی بورد .
در آن هنگام زخم را که هنوز بهبود نیافته بود به آقا رسول الله نشان داد .
کتاب شریف القطره ( آیت الله سید احمد مستنبط . بخش فظائل امیرالمومنین علی (ع) )