فرار از ریاستچه قدر به مرگ نزدیکم ولی ....
انسان چه قدر به مرگ نزدیک است و در عین حال چه قدر آن را دور مى پندارد و از آن غافل است !آقاى حایرى مى فرمود: در خواب دیدم که عزراییل به من فرمود: شما باید استراحت کنید. با این که مى دانیم خواهیم مرد؛ بلکه تنها وقت مرگ معلوم و یا مظمون ما نیست ، زیرا هر شب در عوالمى از برزخ مى رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست ، چنان که قرآن شریف مى فرماید:
(قضى علیها الموت )
مرگ را به صورت حتمى بر آن نوشته است .
هم چنین مى فرماید:
فیمسک التى قضى علیها الموت و یرسل الاءخوى
آن گاه نفس کسى را که خداوند مرگ او را حتمى نموده نگاه مى دارد و دیگرى را رها مى کند.
و در سجده ى نخست بعد از بیدار شدن از خواب براى انجام نماز شب مستحب وارد شده است که گفته شود:
اءلحمد لله الذى اءحیانى بعد ما اءماتنى .
سپاس خدایى را که مرا بعد از مرگ ، زنده گردانید.
با این همه ، این گونه از مرگ غافل هستیم !بله ، اشخاصى بودند که همیشه مهیا و منتظر و به ى اد مرگ بودند.
حضرت آیت الله مجتهدی می فرمایند: روزی علامه مجلسی(رحمه الله) بعد از اتمام تدریس، به منزل رفت، همسرش گفت امروز دختر ما ناپاک شده است، علامه سریعاً به مجلس درس برگشت، هنوز طلاب متفرّق نشده بودند ایشان ایستادند و فرمودند: دخترم امروز ناپاک شده است، هر کس زن می خواهد اعلام کند ملا صالح مازندرانی(رحمه الله) دلش را به دریا زد و بلند شد و اعلام آمادگی کرد. و به سادگی رفتند و عقد کردند و تمام شد. خیلی آسان و بدون تکلف.
=-=-=-=-=-=--=-=-=-=--=--=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
انکار ممنوع